السيد الخميني

317

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

افيون جامعه است ، بايد انسان ببيند كه اولًا اين حرفى كه اينها مىگويند و تبليغى كه اينها مىكنند ، اساس اين حرف چه است ؟ براى چه يك نفر روزنامه‌نويسى كه در شوروى هست يك همچو مطلبى را - تيترى را - در روزنامه‌اش مىنويسد ؟ اين چه نظرى دارد كه از آن طرف دنيا يك همچو مطلبى را مىنويسد كه اسلام كذا يا دينْ كذا ، و اساس اين مطلب چه هست ؟ اساس اين مطلب همين است كه اينها كه مىخواهند استفاده بكنند از شما و مملكت شما ، استثمار كنند شما را و مملكت شما را هم هر چه دارد ببرند ؛ بايد آن چيزهايى كه احتمال مىدهند كه مانع باشد از اين غارتگرى ، اينها را از جلو بردارند كه آزادانه بتوانند يك كارى را كه مىخواهند انجام بدهند . چه بكنند ؟ اين مانع يا احتمال مانعيت در چه هست ؟ يكى در اسلام است - خود اسلام ، يا دين . نه اينكه اينها همين طورى خودشان گفتند ؛ اينها مطالعات كردند و روى مطالعاتْ اين مسائل را مىگويند ، طرح مىكنند . اينها متن قرآن را مطالعه كرده‌اند ، اسلام را هم مطالعه كرده‌اند و فهميده‌اند كه قرآن يك كتابى است كه اگر مسلمانها به آن اتصال پيدا كنند تودهنى مىزند به اين اقوامى كه مىخواهند بيايند سلطه پيدا كنند بر مسلمين . قرآن مىگويد هر گز خداى تبارك و تعالى سلطه‌اى براى غير مُسْلم بر مُسْلم قرار نداده است . هر گز نبايد يك همچو چيزى واقع بشود ؛ يك تسلطى ، يك راهى ، حتى يك راه نبايد پيدا بكند : لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا « 1 » اصلًا راه نبايد داشته باشند مشركين ؛ و اين قدرتهاى فاسده راه نبايد داشته باشند بر مسلمين . اينها مطالعه كردند ، ديدند كه وضع قرآن و اسلام و متون اسلام چه است كه اگر اين متون را مسلمين بر آن اطلاع پيدا كنند و اتصال پيدا كنند مسلمين بر قرآن و متشبث بشوند به قرآن و اسلام ، فاتحهء اين غارتگريها و اين سلطه‌جوييها را مىخوانند ؛ پس چه بكنند كه اين سلطه‌جوييها به قوّت خودش باقى باشد و اين غارتگريهاهم ادامه پيدا كند ؟ اينها بايد اين ملت را از اسلام جدا كنند . اديان ديگر هم ، چون اين مطلبْ تابع به آن طور كه مثلًا

--> ( 1 ) - سورهء نساء ، آيهء 141 : « هر گز خداوند راهى براى كافرين عليه مؤمنين قرار نداده است » .